در این هوای مه گرفته کسی نیست که بهش تکیه داد همان بهتر که نباشد / خوشم نیست به کسی تکیه کنم که بی معرفت از آب در بیاد / از اول آدم خوش مزاجی نبودم اما بد مزاج هم نبوده ام مثل این روزها خب باید اعتراف کنم که وجود آدم های متنوع تو اطرافم با خاصیت متفاوت باعث میشه که حس غربت بکنی که هیچ حتی کمی هم مثه من به بد مزاجی بزنی / حال خوشی ندارم برای حرکت در امتداد اتوبان یک طرفه ی پیش رویم اما انگار زمان را فراریش بدهی جلو جلو می رود و من شده ام پابرهنه و به دنبالش می دوم و به هم نمی رسیم نمیدانم چرا دستش را ول کردم الان هم پشیمانم .../
+ تنهایی زیاد هم بد نیست معذرت میخواهم اما میخوام بی خیالت شوم با اجازه یا بی اجازه برات یه خداحافظ مینویسم و من باز بی خیال بی خیالت می شوم اما تو را نمیدانم .. میخواستی این همه مدت صبر نمی کردی و کمی زودتر دست به کار می شدی حس می کنم دیگر وجه اشتراکی ندارم من و تو
+ زندگی شاید واقعا هم بی مزه و مسخره باشد آخر چه معنی ؟ شاید هم من به وادی تعالی قدم ننهاده ام / میخواهم یک تغییر عظیم شامل حال من شود به نظرت میشود ؟ میخوام بشم یکرنگ با خدا رو راست با خدا و تا انتها با خدا میدونی چیه ؟ خدارو خیلی دوست دارم چون... کوچکترین کوچکترین دلیل هم این که هر وقت صداش میکنی هس مث این آدم ها نیست که یه روز در دسترس نیستن یه روز کار دارن یه روز کلاس دارن و یه روز درس یه روز مهمونن یه روز مهمون دارن و کلی دلیل و بهانه ی از نظر خودشون موجه برای رو خط رفاقت نبودن و منی که هیچ وقت حرفشونو نمیتونم عمیقا و از ته دلم درک کنم شاید خودمم همونطوری هستم ولی من معنی رفاقت و یار و مونس رو تو این نمیدووونما باید همیشه رو خط بود! باید همیشه آنتن داد فاز داد باید همیشه نفس کشید و دوید و تا نفسی هست تا جانی هست محکم تر گام برداشت ...
+ دلم هیچی نمیخواد جز سکوت و فقط سکوت مگر حرف هایی که خودم میخواهد و نه هیچ !
ما را در سایت عاشقانه ما دوتا دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: gorbanali
بازدید: 149