92.7.27/16:14

خرید بک لینک
خوب نیستم..اصلا خوب نیستم..

آرزوی مرگمو از خدا دارم اما نمیشه اما مرگم نمیاد..بمیرم همه قدرمو میدونن نمیدونم چه هیزم تری بهت فروختم..نمیدونم..شاید یه نفرو داری که از من مهربون تر باشه و اعصاب خورد کن نباشه همیشه غمگین و ناراحت نباشه یه داداشه دیگه یا.... چی بگم

تحملش واسم خیلی سخته..انگار منو نمیبینی در نظر نمییگیری منو با این همه مشکلات..میدونی چیه؟به نظر من داستان همش از اون شب شروع شد که موضوع مشکل پدر مادرمو بهت گفتم...بعد از گفتن باید قطع رابطه میکردم باهات تا این سختی و مشکلاتو این همه نامهربونی و کم محلی رو نمیدیدم ای کاش نمیگفتم..چون کسی درک نمیکنه اما من این مشکلو دارم دارم باهاش میجنگم تو هم پشتم نیستی حالم بده با کم محلی خودت بدترش میکنی بجای اینکه بیشتر به من توجه کنی..دیشب میگفتی بیشتر از داداشم دوستت دارم اما ناهید کو؟اون همه مهربونیات کو؟اون همه دلسوزیات کو؟اون ناهید من کجا رفت؟کجاس؟من اونو میخوام اون ناهیدی که خواهرم بودو بخدا فکر میکردم خیلی دوسم داره و حاظره تمام دردودلامو بشنوه اما بعد از اینکه اون موضوع رو بهت گفتم دیگه یجور دیگه شدی..ای کاش اون ناهید میشدی مهربونی میکردی بهم..من چیکار کنم هان؟کیو دارم؟حداقل یه نفرو ندارم دردودلامو بشنوه..فقط دوس دارم این بغضی که گرفته بیج گلوم چسبیده بترکه اینقدر گریه کنم لباسام خیس شه فقط همین..به اینک گریه کنم که من چرا این همه بدبختم چرا هیچکس دوسم نداره چرا.چرا همه زجر کشیدنا واسه منه؟حداقل یه چیزه خوب داشتم تو زندگی دلمو به اون خوشم میکردمو باهاش میحرفیدم و آروم میشدم تو بودی که توهم سردی و کم محلی میکنی..میدونی چیه ناهید؟دلم واسه اون ناهید تنگ شده!میشناختیش؟خیلی مهربون بود خیلی خیلی باهام خوب بود..

دلم تنگ شده..خیلی دلم تنگ شده واسه ناهید..


عاشقانه ما دوتا...

ما را در سایت عاشقانه ما دوتا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: gorbanali بازدید: 167 تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 19:08

صفحه بندی