"رادیو مز قدیم ده"

خرید بک لینک
اوگیجه که رادیوگلده شهرمه .......... اوترده او طاقچه ده

چه چه ووررده رف ده که بلبله مز باغچه ده

هر دفه بئز "قورخنجه که " موجه نه ال ورردی

آیره دیله اوخیرده یو گنم قولاغ بئرردی

انم ایزی چن تیکده بیر آق پوش و قرمز گله

اوتردده اورته سن ده یو قنداق ائده بلبله

معطل اولرده تا آتم دیکانه نه باغله سن

ائوه یئتشسن دووه ره رادیو سه ... چئله سن

اگر که بیر قشنگ آهنگ رادیومز ووررده

بهی انم قاچرده یو تئز اونه ایچررده

دئیرده قو یئنگ بالام گلر یئتشسن

گلنده چن دلکش شاید که هنگه نه تیکتسن

گئجه اولرده اون نفر دورنده اوترر ده

قولاغ لره اوتخته یه تا برق له که ایچر ده

بوبیر دفه "قوه سنه " آتم گنم قویرده

بیر پوزه نن موجه نه های اویان بویان ائدرده

ائنده که اولده رادیو ... بئزیچن بیر رسانه

یالانه چوخده ...حقه سه اولدده چوخ بیگانه

کیچی اولدده هیکله کلاسه یم یو خاره

رنگه به رنگ ده شکل یو اما که یوخ بوخاره

تکنولوژی یئتشده بو ائوه مزه که ائنده

راست ودرست لق یوخه چئخده که یالان دیرنده

اوخه ماقنگ یرنده او های تی ته رر قوی چکئر

ذیل سسه نن باش و قولاغ کر اولر و سوت وورر

آدنه قویده پاپ و های سس له ده

کلاسیک ننگ دیکانه نه حقه یه نن باغله ده

ایچرتم او رادیومه خیالمه تخت ائدم

گئزلرم باغلم گنم قدیم لره من ایچم

"طنز گونه ای به نام رادیو در قدیم"

شبی که رادیو پادر منزل ماگذاشت و بر ظاقچه منزلمان نشست

او در طاقچه چه چه میزد و بلبل در باغچه حیاطمان.....

هر بار که با ترس و لرز موج او را عوض میکردیم

بزبان دیگری میخواند و ما شنونده بودیم

مادرم برای رویه او پوشی از پارچه سفید دوخت و گل قرمزی وسط آن نشانید ....

و این بلبل "رادیو " را قنداق کرد

منتظر میشد تا پدر مغازه اش را ببندد

به منزل بیاید رادیو را روشن کند و او بمثابه بلبلی برایمان چه چه بزند ....

اگرکه رادیو آهنگ دلخواه پدرم را میگذاشت

مادر بزرگم از جا میجست رادیو را خاموش میکرد

میگفت بگذارید پسرم بیاید و انرا بشنود ....شاید تا امدنش "دلکش "آهنگش را تمام کند

شب که میشه ده نفر دور رادیو مینشستند

و به آن تخته گوش فرا میدادند تا که وقت خاموشی میرسید

بعد از خاموشی پدرم باطری های رادیو را با غرور جا میگذاشت

و اینبار بقیه برنامه را به توسط باطری گوش میدادند

پیشرفت تکنو لوژی که به منزلمان رسید

راستی و درستی نا پایدار و دروغ زنده شد

بجای خواندن خواننده فقط میلرزد و داد میزند

و با صدای نخراشیده اش گوشها کرشده و مغزها "سوت میکشند "....

اسم این موسیقی را پاپ گذاشتند و

دکان موسیقی کلاسیک را با تزویر تخته کردند

رادیو ام را خاموش میکنم و خیالم تخت میشود !!

چشمهایم را میبندم و باز هم به قدیم پرواز خواهم کرد......

سوسن قاسم آبادی


عاشقانه ما دوتا...

ما را در سایت عاشقانه ما دوتا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: gorbanali بازدید: 181 تاريخ: يکشنبه 21 مهر 1392 ساعت: 12:29

صفحه بندی