چند روز است که در شعر کمی می لنگم
کاغذی دارم و با جسم قلم در جنگم
حرفهایی به سرم می زند از دل اما
قدرت گفتن آن نیست ٬ در کل منگم
طبع شعری که ندارم همه اینها حرف است
بنده استاد به هم ریختن آهنگم
کاش فرهاد که کوه از تبرش خواب نداشت
بشکافد دل سنگین مرا کز سنگم
آه ای معتکف "کوچه ی سنجاقک ها"!
سالها می شود از دوریتان دلتنگم
روز و شب دست قلم را به نگاهم دادم
و به رسم ادبیات نظامی - هنری پافنگم
خوب می دانم در قلب شما جا دارم
ولی انگار که یک لکه ی چرک ننگم
* * *
حس نابی به زوایای روانم انداز
که در این هاشیه ٬ در شعر چه بد می لنگم
ما را در سایت عاشقانه ما دوتا دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: gorbanali
بازدید: 178