
روزهای بارونی که شروع میشه دلم میگیره....
صدای بارن که میاد دلم میخواد پنجره رو باز کنم و برم زیر لحاف!هم صدای بارون رو بشنوم و هم گرم بشم.
چند روز پیش رفتیم بیرون.از اون بیرون رفتن های بی هدف.هوا معرکه بود.مه شدید و نم نم بارون.همینجوری پیچیدم تو یه فرعی.یه فرعی پیچ در پیچ که هی میرفتیم بالا و بالاتر.....از ابر هم بالاتر....خیلی دلم میخواست عکس بگیرم.ولی مه انقدر شدید بود که هیچی دیده نمیشد.دیدن اون خونه های روستایی حس خیلی خوبی بهم داده بود.بعد از یه هفته درد وحشتناک معده ٬ واقعا میچسبید.تنها کاری که کردم این بود که سان روف ماشین رو باز کردم و مثل خل ها ایستادم رو صندلی و سرمو بالا گرفتم تا نم نم بارون بخوره رو صورتم.خیلی وقت بود به این انرژی نیاز داشتم.بوی دودی که از دود کش خونه ها می اومد بیرون با بوی بارون....واقعا مست کننده بود.
انقدر رفتیم بالا که دیگه جاده تموم شد.اون بالا بالا ها یه خونه ویلایی بود که روش یه شماره زده بودن برای اجاره...دیدن اون ویلای روستایی به اندازه یه هتل ۷ ستاره خوشحالم کرد. با مالکش تماس گرفتم و قرار شد دو روز بهمون اجارش بده.
فکر اینکه صبح تو اون هوا و اون محیط بخوام از خواب بیدار شم و تو اون طبیعت قدم بزنم حس فوق العاده ای بهم میده...دلم میخواد از اون بالا کللللللللی با خدا حرف بزنم.حس میکنم اونجا و دور از هیاهوی شهر ....هیچ حایلی بینمون نخواهد بود....
ایندفعه حتما حتما عکس میگیرم و میزارم.اگه قسمت بشه و برم......
پ.ن.۱:لطفا هر کی راهکاری برای معده درد داره بهم بگه....واقعا روانی شدم از درد......
پ.ن.۲:یه مدت ویندوزم خراب شده بود و به نت دسترسی نداشتم.به حول و قوه الهی و بدون کمک گرفتن از کسی!!!!!!!! و فقط و فقط خودم به تنهایی!!!!موفق شدم ویندوز نصب کنم....![]()
ما را در سایت عاشقانه ما دوتا دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: gorbanali
بازدید: 160