رد پاییز بی تو مشکل نیست
که دل من دگرهمان دل نیست
بوسه های پیاپی باران
آسمان چون توسردوکاهل نیست
غربت من وبرگ غمگین است
هیچکس به افت مایل نیست
شب پریدیم منوبرگ از خواب
فال بد؟له شدن که باطل نیست
چترباید بگیرم این پاییز
مستی بی تو کار عاقل نیست
گرچه بیمارگشته جان و دلم
بوسه ای درخیال ناقل نیست
کاش هرگز بهارهم نرسد
نامه ات را پرنده حامل نیست
تا نمیرم ز درد تنهایی
قصه این میشود که کامل نیست...
................
پ.ن:خدا معجزه کرد....اما...
پ.ن:اینجا غربتم فریاد میزند و آشکارا غریبم میخوانند اما غربت در غربت از آن غربت همیشگی خوشتر است...
ما را در سایت عاشقانه ما دوتا دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: gorbanali
بازدید: 156